ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
166
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
برود ، ممكن است و به دست خود آن شخص مىباشد . و در جميع بلاد روس با تجار اين قسم رفتار مىنمايند . اما مال تجار را در مملكت روس در يك بلد ، خرج گمرك مىگيرند و ديگر بهر ولايت آنها كه برود ، همين كه در يك بلد ، خرج گمرك داده باشد و نشانى در مال او كرده باشند ، ديگر در هيچ مكان چيزى مطالبه نمىكنند و ديگر ساير مداخل و مأخوذات دولت ايشان ، از كلى و جزئى بسيار است ، كه تفصيل آنها باعث طول كتاب مىشود ، از جمله قاعده اينست كه هر گاه در مال كسى ، يا در كشتى و غرابى كه صد كرور ، يا صد تومان تنخواه بوده باشد ، يك چيز حزئى كه ده تومان قيمت داشته باشد ، و نشان گمرك نداشته باشد كه معلوم شود آن را از گمرك گريزاندهاند ، مجموع آن مال ، و آن اموال را به كلى ضبط مىنمايند و مساوى همان مال هم علاوه ، از صاحب مال مطالبه كرده ، مىگيرند ، و ممكن هم نيست كه از اين قاعده تخلف بشود . زيرا كه مشخص شد كه چندى قبل از اين بهعلت چيز بسيار جزئى ، بهقدر يك دور كرور ، مال اهل انگريز را ضبط كردند و به هيچوجه چاره نشد . از اين گونه چيزها بسيار دارند . لاكن اصل مداخل كلى آنها همينهاست كه تحرير يافت . ديگر كاغذ چاپ است كه در ميان ايشان از اشرفى و وجه سفيد ، و طلا و نقره ، بهتر رواج دارد . وضع آن اين است كه خانهء بسيار بزرگ وسيعى ساختهاند و در آنجا عمله و سركار و مستحفظ و اسباب بسيار دارد . كاغذ بسيار نازكى را به طريق ضرابخانه كه وجه سكه كار مىكنند ، در آنجا مىنويسند ؛ و نقش مىكنند ، و چاپ مىزنند ، يعنى قالب دارد از پنج هزار « 1 » هست الى ده تومان يعنى به اين طريق پنجهزارى و يك تومانى و بيست و پنجهزار و پنج تومانى و ده تومانى مىباشد ، و غير اينها كه قلمى شده ، مبلغ ديگر مثل دو تومانى سه تومانى زيادتر ، كمتر نمىكنند ، منحصر است به همين مبالغ كه قلمى شد ، و اين كاغذ در ممالك ايشان ، از وجه نقد بهتر است ، و معتبرتر است . اما در غير ممالك [ ايشان ] به هيچوجه اعتبارى ندارد . همچنانكه در تفليس چندان رواجى ندارد ، و اين كاغذ را هر قدر خواسته باشند ، مىسازند و دادوستد مىنمايند ، و از همين است كه امور دولت اينها به طريقى گذران مىشود ، و الا مداخل آها كفاف اخراجات اينها را نمىدهد و قاعدهء اين كاغذ چاپ هم اين است كه هر كس داشته باشد ، و خود خواهد كه بدهد و وجه نقد بگيرد ، برده به خزانهء پادشاهى مىدهد ، و رسوم بسيار جزئى را ده ، اشرفى با جاغلى يا منات سفيد ، هرچه خواسته باشد عوض گرفته از پى كار خود مىرود . ضرابخانه نيز دارند كه طلا و نقره سكه مىنمايند و هر قسم پول سفيد كه منات مىگويند دارند . اما از سرحد بيرون نمىكنند و رواج ميان ايشان همان كاغذ چاپ است كه آن را اسكناس مىگويند و از اشرفى باجاغلى بهتر برمىدارند . چراكه اشرفى باجاغلى هم در ميان ايشان حكم جنس دارد و هر روز به تسعيرى دادوستد مىشود ، به نحوى كه پيش تحرير يافته و باجاغلى را در ولنديز سكه مىنمايند و به همه جاى
--> ( 1 ) - يك كلمه خوانده نشد